شناسه خبر: 147058 منتشر شده در مورخ: 1399/04/19 ساعت: 08:46 گروه: سواد رسانه‌ای
علیرضا پورجعفری کارشناس رسانه و مدرس دانشگاه

از واژه «سواد رسانه ای» استفاده کلیشه ای می شود

از واژه «سواد رسانه ای» استفاده کلیشه ای می شود
کارشناس رسانه گفت: امروز در رسانه‌های مختلف شاهد جنگ روایت‌ها هستیم و اگر بتوانیم کاربران را با شیوه تولید روایت در رسانه آشنا کنیم، بخش زیادی از فرهنگ مصرف و سواد رسانه‌ای را انجام داده‌ایم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خبرنگار،"چیزی که از آن به عنوان فرهنگ مصرف رسانه تعبیر می کنیم؛ فرهنگ مصرف یعنی کی، کجا، چگونه و چه زمانی ما مصرف رسانه ای را انجام می دهیم. منظور از فرهنگ مصرف، شناخت رسانه است.

ما اگر رسانه، فضای مجازی و هرچیزی که در این فضا تعبیر می کنیم را کامل به آن مسلط باشیم و بشناسیم، ناخودآگاه به عنوان کاربر خود را نزدیک به فرهنگ استفاده از آن کرده ایم."

این را علیرضا پورجعفری کارشناس رسانه و مدرس دانشگاه می گوید.

او بر این باور است که منظور از فرهنگ مصرف به جای رژیم مصرف یعنی آموزش کاربران شبکه های اجتماعی به تولید محتوا در حوزه هایی است که علاقمند به آن هستند. یعنی به خانم خانه دار یاد دهیم که از نوآوری های خانه داری، آشپزی، نکات بچه داری را با دیگران به اشتراک بگذارد. یا به دانشجو یاد دهیم در خصوص علمی که فرا می گیرد، به دیگران هم آموزش دهد.اینها می توانند در این رسانه ها به تولید محتوا بپردازند.

در خصوص رژیم مصرف رسانه که البته این مدرس دانشگاه از آن به عنوان فرهنگ مصرف یاد می کند، ساعتی به بحث و گفت و گو نشستیم؛ آنچه از نظر می گذرانید، حاصل گفت و گوی ما با وی است.

** رژیم مصرف رسانه به ویژه فضای مجازی تا چه اندازه می تواند اهمیت داشته باشد؟

- معتقدم در موضوع رژیم مصرف در فضای مجازی و اساسا طرح چنین مباحثی از جنس نگاه های تهدید محور به فضای رسانه ای و مجازی است که منجر به فرصت سوزی می شود. در فضای گسترده ارتباطی و متحول ارتباطی امروز نمی توانیم رژیم مصرفی را برای مخاطب قائل شویم یا مخاطب را به گونه ای قانع و اقناع کنیم که در مصرف رسانه ای شان، حد و مرز و یک رژیمی را رعایت کنند.

نوع نگاه مان به رژیم مصرف باید تغییر کند

شاید اگر در هشت تا ده سال پیش بودیم، می توانستیم این حرف را بزنیم، اما امروز حداقل در فضای گسترده رسانه این امکان وجود ندارد؛ بنابراین نوع نگاه مان به رژیم مصرف را باید تغییر دهیم و واژه فرهنگ مصرف را جایگزین رژیم مصرف کنیم.

** در خصوص فرهنگ مصرف رسانه بیشتر توضیح می دهید؟

- چیزی که از آن به عنوان فرهنگ مصرف رسانه تعبیر می کنیم؛ فرهنگ مصرف یعنی کی، کجا، چگونه و چه زمانی ما مصرف رسانه ای را انجام می دهیم. منظور از فرهنگ مصرف، شناخت رسانه است.

ما اگر رسانه، فضای مجازی و هرچیزی که در این فضا تعبیر می کنیم را کامل به آن مسلط باشیم و بشناسیم، ناخودآگاه به عنوان کاربر خود را نزدیک به فرهنگ استفاده از آن کرده ایم.

 

در این خصوص مترو را مثال می زنم. در گذشته دائما تأکید می شد که بگذارید مسافران واگن پیاده شوند و سپس شما سوار شوید. ما در آن زمان فرهنگ مصرف استفاده از مترو را نداشتیم، چون اساسا در کشور مان تکنولوژی و علم پیش از فرهنگش وارد می شود. متأسفانه این ایرادی است که به کشور وارد می شود.

 الگوی مصرف رسانه ای براساس فضای متحول ارتباطی هر فردی تعیین می شود، ما امروز می توانیم بگوییم بسیاری از فرهنگ ها و رفتارهای ما در جامعه رسانه ای شده است؛ بنابراین فردی نمی تواند برای فرد دیگری تعیین کند که چه رژیمی داشته باشد، حتی پدر ومادر نمی تواند به فرزند بگوید که چگونه از رسانه استفاده کنم.

 

در خصوص رسانه هم این اتفاق را شاهد بودیم. رسانه آمد، اما فرهنگ نیامد و درنهایت کارمان به فیلترینگ، محدودکردن و دشمنی با این رسانه ها رسید.

منظور از فرهنگ مصرف به جای رژیم مصرف یعنی آموزش کاربران شبکه های اجتماعی به تولید محتوا در حوزه هایی است که علاقمند به آن هستند. یعنی به خانم خانه دار یاد دهیم که از نوآوری های خانه داری، آشپزی، نکات بچه داری را با دیگران به اشتراک بگذارد. یا به دانشجو یاد دهیم در خصوص علمی که فرا می گیرد، به دیگران هم آموزش دهد.اینها می توانند در این رسانه ها به تولید محتوا بپردازند.

اساسا زندگی مجازی به این معنا نیست که من از خصوصی ترین اتفاق زندگی ام استوری بگذارم یا جزئی ترین مسائل شخصی ام را در اینستاگرام و توئیتر مطرح کنم.

ما باید فرهنگ مصرف را بدانیم تا در این جامعه اطلاعاتی و رسانه ای زندگی کنیم. ما در ارتقای فرهنگ عمومی و دانش عمومی جامعه سهم داریم، این یعنی فرهنگ مصرف؛ زمانی که این موضوع را درک کردیم حتی خبرنگار هم این احساس را پیدا می کند که به اندازه سهم خودش در جامعه اثرگذار است و در این فضا به آموزش رسانه برای مردم در پست های اینستاگرامی و توئیت هایش انجام می دهد.

گاهی ممکن است کاربر پزشک سنتی باشد؛ بنابراین او می تواند دانش پزشکی اش را به اشتراک بگذارد و این هم می تواند همان فرهنگ مصرف در شبکه های اجتماعی باشد.

فرهنگ مصرف وجود ندارد

متأسفانه ما فرهنگ مصرف نداریم و به دلیل هم همین عدم فرهنگ مصرف، به سمت رژیم مصرف می رویم و انگار صورت مسأله را پاک می کنیم چون یاد نگرفته ایم که در مواجهه با رسانه ها نگاه و فرهنگ خود را به رسانه ها غالب کنیم.

اصطلاحا فرهنگ و سیاست ما رسانه ای زده شده و تحت تأثیر قرار گرفته است؛ در صورتی که بسیاری ها معتقدند رسانه ابزاری برای عرضه است.

** البته بیشتر منظور شما در بحث فرهنگ منظور همان تولید محتواست. درست است؟

- بله کاملا درست است؛ منظور از فرهنگ مصرف به جای رژیم مصرف یعنی تولید کردن و آموزش به کاربر شبکه اجتماعی برای تولید محتوا است.

اگر شما مروری داشته باشید متوجه می شوید که ما تا چه اندازه این روزها در حوزه های مختلف با اخبار فیک، اخبار جعلی و فیک نیوزها در تماس هستیم. ریشه این فیک نیوز ها چیست؟ زمانی که در خصوص ریشه فیک نیوزها بررسی می کنید متوجه می شوید زمانی که منابع اطلاعاتی غیر رسمی زیاد، گسترده و پراکنده باشد و هر کسی چیزی بگوید، فیک نیوز و شایعه پدید می آید.

 

در خصوص شایعه می گویند اگرپیرامون اتفاقات، کامل به مخاطب عرضه نشود، فضا و بستر آماده شکل گیری شایعه می شود. اتفاقی که ما در کرونا در ابتدای شیوعش در اطلاع رسانی شاهد بودیم که تا چه اندازه شایعات ایجاد شد.

منظور همین است، ما برای جلوگیری از فیک نیوزها و رسانه زدگی بیش از حد و جلوگیری از این موضوع مبنی بر اینکه فرهنگ های دیگر در رسانه ها بیاید وبر ما غالب شود، ناچاریم و باید فرهنگ مصرف رسانه ای مان را افزایش دهیم.

فرهنگ مصرف رسانه ای به این معنا نیست که کاربر را برای ورود به این فضا ممنوعش کنیم، بلکه باید به او یاد دهیم که در این فضا به تولید محتوا اعم از عکس، یادداشت، متن، کلیپ و...بپردازد و حتی به او قواعد انلاین  نویسی را یاد دهیم.

زمانی که کاربر مهارت و ابزارها را یاد بگیرد، دیگر احتیاجی به منابع فیک پیدا نمی کند و ناچار است برای تولید محتوا مطالعه کند و حتی در مورد آن موضوع با چند نفر صحبت کند.

** نقش سواد رسانه ای در فرهنگ مصرف رسانه چیست؟

- معنی سواد یعنی خواندن و نوشتن است و اگر این تعریف را به سواد رسانه ای بدهیم در نهایت معنی آن خواندن در رسانه و نوشتن در رسانه می شود.

سواد رسانه یعنی خواندن و نوشتن در رسانه

خواندن در رسانه یعنی آموزش نوع برخورد با محتواست و نوشتن در رسانه نوع تولید محتواست. دوبال مفهوم سواد رسانه ای و تعریف سواد رسانه ای به بحث قبلی برمی گردد، یعنی فرهنگ رسانه ای؛ بنابراین چیزی که امروز به عنوان سواد رسانه ای بیان می شود، بسیار کلیشه ای است و با همین مفهوم کلیشه مخالفم.

ما اگر رسانه، فضای مجازی و هرچیزی که در این فضا تعبیر می کنیم را کامل به آن مسلط باشیم و بشناسیم، ناخودآگاه به عنوان کاربر خود را نزدیک به فرهنگ استفاده از آن کرده ایم.

 

ما اگربه جای سواد رسانه ای، موضوع فرهنگ رسانه ای را دنبال می کردیم یعنی به این معنا که بیاییم فرهنگ مان را به رسانه تحمیل کنیم، نه اینکه رسانه بیاید برای ما فرهنگسازی کند؛ بنابراین نوع شناخت ما از رسانه ها به ویژه رسانه های نوین و تکنولوژی های نوین می تواند در این مسأله بسیار اثرگذار و مهم باشد.

نقش سواد رسانه ای در اینجا بر مبنای فرهنگ رسانه ای تحمیل می شود؛ رسانه ها اغلب کاری که می کنند، از جنس برجسته سازی بود و در چارچوب های مفهومی و چارجوب های گفتمانی این کار را انجام می دهند. احساس می کنم این سواد رسانه در همان قاب فرهنگ مصرف رسانه قابل تبیین و توصیف است.

** در این خصوص بیشتر توضیح می دهید؟

- امروز در رسانه های نوین، سنتی، گرم، سرد و حتی رسانه های چاپی دقت کنید، جنگ روایت است؛ همان نظریه بازنمایی است؛ یعنی رسانه ها روایت خود را از موضوع، رخداد و واقعیت برای مخاطب عرضه می کند. امروز جنگ روایت هاست.

این روایت ها روی حوزه شناختی و نوع مخاطب اثر می گذارد و اگر بتوانیم مخاطب ها را با شیوه تولید روایت در رسانه آشنا کنیم، بنظرم بخش زیادی از فرهنگ مصرف و سواد رسانه ای را انجام داده ایم؛ یعنی مخاطب درک کند که روایت رسانه چگونه شکل می گیرد؛ مخاطب باید این را بشناسد و در مواجهه با روایت های مختلف زمان گذاری کند و پشت پرده اش را متوجه شود. آنچیزی که در محافل علمی از آن یاد می کنند، روزنامه نگاری روایتی است.

 

برای مثال در حادثه نطنز روایت های رسانه های داخلی و خارجی از موضوع متفاوت از یکدیگر بود بود. رسانه های داخلی چارچوب مفهومی شان در اخبار قدرت و رسانه های خارجی اعتبارزدایی از قدرت ایران بود.این اتفاق در حوزه خبر رخ داد و حتی در حوزه های مختلف همچون  فیلم، موشن گرافی و انیمیشن هم اینچنین است؛ بنابراین اگر بتوان مخاطب را با روایت های رسانه ها و نوع روایت های رسانه ها آشنا کرد، این فرهنگ مصرف حتما در مخاطب شکل می گیرد و از آن بالاتر اینکه بیاییم به مخاطب یاد دهیم خودش تولید روایت کند.

ما باید به مخاطب آموزش دهیم که خودش از روزمرگی هایش تولید روایت کند، این تولید روایت کردن همان فرهنگ مصرف و همان آموزش است؛ بنابراین برای آنکه که مخاطب بتواند از خود روایت خوبی را در شبکه های اجتماعی اش تولید کند، نیاز دارد دقت بیشتری داشته باشد تا بازخوردهای بهتری دریافت کند.

** چرا مفهوم سواد رسانه ای را کلیشه می دانید؟

- معتقدم واژه سواد رسانه در جایگاه خودش استفاده نمی شود و تبدیل به کلیشه شده است؛ ما نقش سواد رسانه را به نقش شناخت از رسانه و شبکه های اجتماعی برگردان کنیم یعنی رسانه ها و شبکه های اجتماعی را بشناسیم و به شناخت فضای متحول ارتباطی اطراف مان بپردازیم. این شناخت می تواند مسیر را برای مان روشن کند که چه مصرفی از رسانه داشته باشیم و تا چه اندازه ای فضای گسترده رسانه های نوین و فضای مجازی استفاده کنیم.

فضای مجازی چارچوب ندارد

فضای مجازی چارچوب ندارد و همین موضوع سبب شده است تا مخاطبان ما هر چیزی را در این فضا مصرف کنند. مصرف هر چیزی ریشه در نداشتن فرهنگ مصرف است؛ بنابراین اگر فرهنگ مصرف را با رویکرد تولید محتوا، آموزش تولید محتوا و آموزش مهارت به مخاطب یاد دهیم، شاهد اتفاقات خوبی خواهیم بود.

به هیچ عنوان موافق رژیم مصرف نیستم؛ همانطور که موافق فیلترینگ نیستم، موافق منع کردن استفاده از رسانه ها نیستم. برای مثال فردی که گرسنه است نمی تواند غذا نخورد بلکه او حتما برای رفع گرسنگی اش باید غذا بخورد اما موضوع سر نوع غذا است، یعنی چه نوع خوراکی و چه نوع مصرفی داشته باشد که این موضوع با آموزش دادن و تولید قابل حل است.

** چه کسی در این میان تعیین می کند که مخاطب ما در مورد فضای مجازی چه رژیمی داشته باشد؟

- الگوی مصرف رسانه ای براساس فضای متحول ارتباطی هر فردی تعیین می شود، ما امروز می توانیم بگوییم بسیاری از فرهنگ ها و رفتارهای ما در جامعه رسانه ای شده است؛ بنابراین فردی نمی تواند برای فرد دیگری تعیین کند که چه رژیمی داشته باشد، حتی پدر ومادر نمی تواند به فرزند بگوید که چگونه از رسانه استفاده کنم.

ضرورت تولید محتوا در فضای مجازی

معتقدم باید برگردان کنیم به این سمت که به کاربران فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و رسانه های نوین یاد دهیم که تولید محتوا کنند. اگر ما آمدیم و به کاربران شبکه اجتماعی، آموزش های تولید در فضای مجازی را ارائه کردیم، این کاربر خودش به سمت رژیم مصرف و الگوی مصرف حرکت خواهد کرد؛ بنابراین بنظرم ابتدا باید واژه فرهنگ مصرف را جایگزین رژیم مصرف کنیم و دوم آنکه به کاربران آموزش دهیم که چگونه در این فضا اقدام به تولید محتوا کنند و  شخصا مصرف کننده پیام نباشند بلکه به عنوان تولیدکننده پیام اثربخش شوند.

 

معتقدم با این نگاه می توانیم بسیاری از مخاطرات حوزه فضای مجازی همچون فیک نیوز و اخبار فیک، اطلاعات مبتذل و دیگر مسائل را مدیریت کنیم، یعنی شما  هم در داخل فضای مجازی باشید و هم کاربر و هم اثرگذار باشید که الگویش همین است؛ الگوی تولید محتوا.

فرد اگر به دنبال تولید محتوا در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی در حوزه های علاقمندی هایش برود، قطعا مجبور می شود برای این تولید سطح اطلاعات ودانشش را افزایش دهد و حتی به دنبال نرم افزار و کتاب و ابزارهای مهارتی برود که به نظرم در همین نقطه ما هم واژه مصرف را به جای رژیم مصرف، یک تغییر رفتار و تغییر الگو شکل داده ایم و هم آنکه اشتغالزایی کرده ایم.

کلید واژه
 
google-buzz twitter digg facebook linkedin
  نظرات بینندگان  
  نظر شما  
لطفا جهت تسهیل ارتباط خود با سایت، در هنگام ارسال پیام این نکات را در نظر داشته باشید:
1.ارسال پیام های توهین آمیز به هر شکل و با هر ادبیاتی با اخلاق و منش اسلامی ،ایرانی ما در تناقض است لذا از ارسال اینگونه پیام ها جدا خودداری فرمایید.

2.از تایپ جملات فارسی با حروف انگلیسی خودداری کنید.

3.از ارسال پیام های تکراری که دیگر مخاطبان آن را ارسال کرده اند خودداری کنید.

4.حداکثر کاراکتر مجاز جهت ارسال نظر 1000 کاراکتر می باشد.
نام:
ایمیل:
نظر:
 
پربیننده ترین اخبار
پربحث ترین اخبار
Page Generated in 0/0159 sec